لسان الملك سپهر

162

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

را فراهم كرده روزى عبد اللّه را با خود برداشت و بر شعب ابو طالب همىگذشت تا به سراى وهب شده آمنه را با فرزند پيوند زناشوئى دهد . از قضا در خلال عبور امّ قتال خواهر ورقة بن نوفل بن اسد بن عبد العزّى با عبد اللّه بازخورده و در پيشانى او مانندهء زهره درخشنده نورى ساطع ديد و دانسته بود كه اين علامت از وجود رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله باشد ؛ زيرا كه برادر او ورقه كه طريقت عيسوى داشت از كتب آسمانى اين معنى را دانسته و خواهر را خبر داده بود . و نيز بازنموده كه وقت انتقال آن نور هم اكنون است ، لاجرم امّ قتال همىخواست كه خود مهبط آن فروغ گردد . پس با عبد اللّه گفت : اى پسر توانى يك امشب با من هم‌بستر شوى و آن صد ( 100 ) شتر كه به فديهء تو قربانى شد از من ستانى . عبد اللّه فرمود : امّا الحرام فالممات دونه * و الحلّ « 1 » لا حلّ فاستبينه فكيف بالامر الّذى تنوينه « 2 » گفت : اگر مرام را در حرام‌جوئى من آنم كه در راه مرگ روم و حرام را ساز و برگ نكنم و اگر اين طلب به حلال كنى و قانون زناشوئى جوئى بىاجازت پدر اقدام در كارى نكرده‌ام پس مقصود تو صورت نبندد ، يك امشب آسوده باش چون فردا بگاه از اين راه بازشوم پاسخ اين سخن با تو خواهم گذاشت . اين بگفت و از دنبال پدر تاخته هم در آن ساعت در شعب ابو طالب نزديك جمرة الوسطى ، عبد المطّلب ، آمنه را از بهر عبد اللّه عقد بست و او دختر وهب بن عبد مناف بن زهرة بن كلاب بن مرّة بن كعب بن لؤىّ بن غالب بن فهر بن مالك بن النضر بود ؛ و نام مادر آمنه ، برّه است و او دختر عبد العزّى بن عثمان بن عبد الدّار بن قصى بن كلاب بن مرّة بن كعب بن لؤىّ بود ؛ و نام مادر برّه ، امّ حبيب است و او دختر اسد بن عبد العزّى بن قصىّ بن كلاب بن مرّة بن كعب بن لؤىّ بود ؛ و نام مادر امّ حبيب نيز برّه است و او دختر عوف بن عبيد بن عويج بن عدىّ بن كعب بن لؤىّ

--> ( 1 ) . حل : بالكسر به معنى حلال است ( س ) . ( 2 ) . تاريخ كامل : فكيف بالامر الذي تبغينه ؛ ميدانى ، در مجمع الامثال مصرع چهارمى بر اين سه مصراع اضافه دارد : نحمى الكريم عرضه و دينه و گوينده اشعار را هم فاطمه بنت مرّ الخثعميه مىنويسد . ( مجمع الامثال ، 2 / 105 ) .